خرید بک لینک
حافظه ضعیف من اینجام تو وبلاگ خاک خورده و خراب شده اممن هنوز همونمهمون آدم ولی بدون روحزندگی بالا و پایین زیادی داشت واسمدو ساله تهران زندگی میکنمیه ساله درگیر جنگیمدی ماه گذشت با کلی استرسجنگ شد با کلی استرسمشکلات خانوادگی با کلی استرسیک آشنایی غیرمنتظره با کلی استرسیه آی سی یو 8 روزه با کلی استرس و تنهایی مضاعفیه بدن بیمار با کلی استرسیه روح بیمارتر با کلی استرسخدایا میگما ما رو میبینی اصلا؟؟؟؟؟میبینی و کاری نمیکنی یا کلا نمیبینی!!!!!!من ....از توانم خارج شده...تو یه کاری کن...یه حالی بده ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:52

انگار تلسم شدم

سرد سردم

یخ یخ

بی روح بی روح

بدون انگیزه

بی انرژی

بی طاقت

بی حوصله

سرد سرد

کجاست اون دختری که پر از امید بود؟؟؟؟

....

جسمم تنها...

برای خودش از زندگی لذت میبره!!!!

شیرینی وجودم روز بروز تلخ تر!

نه هدفی

نه تلاشی

نه انگیزه ای

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 12:44

امروز 7 فروردین 98

سر زدم به وبلاگ خاک خورده و تار عنکبوت بسته ام

چه شوقی داشتم اون روزا که هر روز میومدم اینجا و از روز مره گی هام می نوشتم

به امید روزی بودم که بیام و از عشق بنویسم و عشق و عشق

روزی که خبر رسیدنمون رو با یه عکس اینجا ثبت کنم

اما از اون روز دقیقأ ده ماه و شانزده روزه که میگذره

امروز اومدم تا بنویسم دنیای عزیزم شرمنده ام که فراموشت کردم

ببخش که نبودم

اما بهت قول میدم ازین به بعد باشم عزیزدلم


برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:04

چند وقتیه ک درد معده امانم نمیده تا حالا سه بار بستری شدم . بخاطر حالت تهوعی که بهم دست میده خیلی اذیت میشم .... سرپایی و اورژانسی زیاد میرم ولی اخرین باری ک بیمارستان بستری بودم 8/9/97 بود چهار رووووادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: شنبه 7 ارديبهشت 1398 ساعت: 12:04

سلام عزیزای من .... چه دوری بدی داشتیم هممون چه مصیبتهایی که دیدیم و هنوز زنده ایم چه تنهایی هایی که خودمون رو درش حبس کردیم تا نباشیم اما هنوز هستیم بهش میگن حکمت ! سرنوشت ! تقدیر ! روزگار ! یا هر چیزی .... نمیدونم اما دلم عجیییییییییییب میخواد که برگردم یه رفرش بزنم و برگردم به همون حال و هوای قبلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 9:36

تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول می گذاره !! ولی دوتا شرط داره : - یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی ، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند . نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی ! هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه . . . - شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد ! حالا بگو چه طوری عمل می کنی ؟ او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا . . . همه ما این حسابادامه مطلب

برچسب: کاش حقیقت داشت,کاش حقیقت داشت مارک لوی,کاش حقیقت داشت مارک لوی دانلود,كتاب کاش حقیقت داشت,کتاب کاش حقیقت داشت,کتاب کاش حقیقت داشت مارک لوی,دانلود کتاب کاش حقیقت داشت,دانلود كتاب كاش حقيقت داشت,دانلود رمان کاش حقیقت داشت, نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:15

چه حال عجیبی دارم .نمیتونم توصیفش کنم .از دو روز پیش که خبر قطعیو شنیدم حالم دگرگون شده .کلی کار نیمه کاره دارم که باید تمومشون کنم . ولی ....دستم به انجامش و پام به رفتن به طرفشون نمیرن.از سابقه ای که از خودم اطلاع دارم ، فک کنم همون وسط مسطا از حال برم .خدا جونی : میدونم همیشه بودی و هستی و من ندیدمت اما این لحظات سعی کن چشمای بسته ی منو بیشتر روی خودت باز کنی.احساس میکنم این سالهای عمرم همشون بیهوده گذشته ، خدا جونی کمکم کن چشمم به روی حقیقت باز بشه و درک کنم چرایی این دنیا رو ....آمین. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:15

حالم اصلن خوب نیست . دلم خیلی گرفته ......

برچسب: 8 روز دیگه تولدمه, نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:15

از اینکه دوباره اینجام واقعا نمیتونم حسمو بیان کنم

باورم نمیشه،هنوز رمز عبورمو فراموش نکردم

برچسب: نویسنده: بهنام حیدری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:15

صفحه بندی