
چه حال عجیبی دارم .نمیتونم توصیفش کنم .از دو روز پیش که خبر قطعیو شنیدم حالم دگرگون شده .کلی کار نیمه کاره دارم که باید تمومشون کنم . ولی ....دستم به انجامش و پام به رفتن به طرفشون نمیرن.از سابقه ای که از خودم اطلاع دارم ، فک کنم همون وسط مسطا از حال برم .خدا جونی : میدونم همیشه بودی و هستی و من ندیدمت اما این لحظات سعی کن چشمای بسته ی منو بیشتر روی خودت باز کنی.احساس میکنم این سالهای عمرم همشون بیهوده گذشته ، خدا جونی کمکم کن چشمم به روی حقیقت باز بشه و درک کنم چرایی این دنیا رو ....آمین. ...
ادامه مطلب
حالم اصلن خوب نیست . دلم خیلی گرفته ...... ...
ادامه مطلب